<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای محمودرضا دلفیه</title>
	<atom:link href="http://www.delfieh.com/blog/?feed=comments-rss2" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.delfieh.com/blog</link>
	<description>نوشته های من</description>
	<pubDate>Tue, 07 Sep 2010 10:10:08 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.6.2</generator>
		<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای آرژانتین حذف شد با مریم</title>
		<link>http://www.delfieh.com/blog/?p=124#comment-138</link>
		<dc:creator>مریم</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.delfieh.com/blog/?p=124#comment-138</guid>
		<description>آلمان خیلی خوب و با لیاقت آرژانتین رو برد.آفرین به اونها.اگر چه که باعث ناراحتی ما شد اما همیشه کار خوب و با زحمت و تلاش نتیجه می ده.پس حق آلمان بود که ببره.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آلمان خیلی خوب و با لیاقت آرژانتین رو برد.آفرین به اونها.اگر چه که باعث ناراحتی ما شد اما همیشه کار خوب و با زحمت و تلاش نتیجه می ده.پس حق آلمان بود که ببره.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای The Hurt Locker Soundtrack با محمود</title>
		<link>http://www.delfieh.com/blog/?p=120#comment-128</link>
		<dc:creator>محمود</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.delfieh.com/blog/?p=120#comment-128</guid>
		<description>اولاً ممنون از مریم، ندا و ناصر از حسن نظرتون نسبت به پست من و نظرات جالبتون
@ مریم : راستش فکر کنم این آکادمی اسکار بود که حال جیمز رو گرفت و کاترین خانم حالا حالاها باید فیلم بسازه 
@ ندا : آره متاسفانه سیاست که میاد تو کار خیلی از مسائل هنری کمرنگ می شن
ناصر دمت گرم، واقعاً دمت گرم
کامنت تو باید جای بلاگ من رو بگیره و بلاگ من بشه کامنت تو
خیلی خوشم اومد از نظرات دقیقت، دلم می خوات در مورد هر پاراگرافش بشینیم بحرفیم
درباره پاراگراف آخرت منم نظرم اینه که، شبا که جیمز خواب پاندورا رو می دیده ، سرکار خانم کاترین جیگر درختای پاندوراش رو بمبارون می کرده :D البته شاید هم جیمز روزا خواب می دیده ؟! اون شبا بمبارون می کرده ، شاید روزا بمبارون می کرده بعدش اون خواب می دیده ، شاید خواب بمبارون که می دیده پاندورا می شده ، ها، باشه باشه</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اولاً ممنون از مریم، ندا و ناصر از حسن نظرتون نسبت به پست من و نظرات جالبتون<br />
@ مریم : راستش فکر کنم این آکادمی اسکار بود که حال جیمز رو گرفت و کاترین خانم حالا حالاها باید فیلم بسازه<br />
@ ندا : آره متاسفانه سیاست که میاد تو کار خیلی از مسائل هنری کمرنگ می شن<br />
ناصر دمت گرم، واقعاً دمت گرم<br />
کامنت تو باید جای بلاگ من رو بگیره و بلاگ من بشه کامنت تو<br />
خیلی خوشم اومد از نظرات دقیقت، دلم می خوات در مورد هر پاراگرافش بشینیم بحرفیم<br />
درباره پاراگراف آخرت منم نظرم اینه که، شبا که جیمز خواب پاندورا رو می دیده ، سرکار خانم کاترین جیگر درختای پاندوراش رو بمبارون می کرده <img src='http://www.delfieh.com/blog/wp-includes/images/smilies/icon_biggrin.gif' alt=':D' class='wp-smiley' /> البته شاید هم جیمز روزا خواب می دیده ؟! اون شبا بمبارون می کرده ، شاید روزا بمبارون می کرده بعدش اون خواب می دیده ، شاید خواب بمبارون که می دیده پاندورا می شده ، ها، باشه باشه</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای The Hurt Locker Soundtrack با ناصر</title>
		<link>http://www.delfieh.com/blog/?p=120#comment-127</link>
		<dc:creator>ناصر</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.delfieh.com/blog/?p=120#comment-127</guid>
		<description>«Hurt Locker» یابه عبارتی «قفسه ی رنج» ، فیلمی دیدنی و دارای ساختاری محکمه. فیلمی کم خرج، ولی با تاثیرگذاری بالا. من این فیلم رو قبل از «آواتار» دیدم. اولین حسی که از دیدن این فیلم به من دست داد، نمایش «خود بزرگ بینی از جنس ناب آمریکایی !» و «مظلوم نمایی سربازان و ارتش آمریکا در عراق و چه بسا افغانستان» و در نهایت «توجیه دلیل حضور سربازان آمریکایی در عراق» بود ! ولی با دیدن دوباره صحنه هایی از فیلم متوجه شدم که این فیلم در واقع فیلمی «ضد جنگه» که از روحیات یک خانم هم غیر از این انتظار نمی ره !

«کاترین بیگلو» با نمایش مصائب سربازان امریکایی که از هزاران کیلومتر دورتر به سرزمینی ناآشنا آمده اند و با ترس و ناامنی و بیماری روانی و خون و دود و آتش و ... دست و پنجه نرم می کنند از یک طرف، و همچنین با نمایش بدبختی های ملت عراق که هنوز شاید در شوک این حمله بوده و هر روز با انواع حملات تروریستی مضاعف مواجهن، خواسته نشون بده که مخالف جنگه.

شباهت خیره کننده پوشش محافظی که سربازان متخصص گروه تخریب، موقع خنثی کردن بمب به تن می کنند (که به غایت سنگین، داغ و خفه کننده س) به کل کشور عراق که اکنون به «قفسه ای از رنج» تبدیل شده، از نکات زیبای این فیلمه.
از پرمعناترین صحنه های این فیلم باید به اونجایی اشاره کنم که اون دکتر نگون بخت آمریکایی به خیال خودش داره دل به دل مردم رهگذر عراقی میده. یه مرد عراقی ازش می پرسه : تو اهل کجایی ؟! دکتر با ژست خاصی میگه که : اهل لس آنجلس (اگه اشتباه نکنم) و اون وقت مرد عراقی جمله ای رو در جواب میگه که مو به تن آدم سیخ میشه. میگه : «من اهل عراقم» !!!
ولی در کل، مطابق برخی از سنوات گذشته، معتقدم که این فیلم هم مورد سوء استفاده سیاسیون قرار گرفته و از آن جا که به نوعی با پیامی که در ابتدا و انتهای فیلم میده، حضور ارتش آمریکا در عراق رو یه جورایی توجیه می کنه، علیرغم این که در هیچ بخشی قادر به رقابت با «آواتار» نیست، برنده اصلی ترین جوایز اسکار میشه (بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه و بهترین تدوین) !!
آری براستی که برای آمریکا و بسیاری از سربازانش «جنگ یک داروی مخدر است» ! «War Is a Drug»
الان که این مطلب رو می نوشتم کل موسیقی متن رو مجدداً گوش کردم. «مارکو بلترامی» با این موسیقی نقش موثری در مغشوش نشان دادن فضای این جنگ طاقت فرسا و شاید بیهوده رو ایفا کرده. گهگاه اصواتی رو در لایلای این موسیقی می شنویم که بی شباهت به کشیده شدن ناخن روی اعصاب (!) نیست و با این اصوات، اوج ناموزونی این جنگ و طرفین درگیر جنگ رو میشه حس کرد.
در مورد اون بخش از ترک «Goodnight Bastard» کاملا باهات هم عقیده هستم. ملودی اصلی فیلم همینه، ولی برای من از دقیقه 2:00 شروع میشه !

در کل اینا نظرات شخصی من بود و نظرات دیگران برام کاملا محترمه.
راستی خودمونیم، «جیمز کامرون» با این شخصیت صلح طلب و احترام کننده ی طبیعت و دوست داشتنی، چه جور تونسته چندین سال این «کاترین خانوم» بی اعصاب رو تحمل کنه ؟! خدا داند !!  ;)  :)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>«Hurt Locker» یابه عبارتی «قفسه ی رنج» ، فیلمی دیدنی و دارای ساختاری محکمه. فیلمی کم خرج، ولی با تاثیرگذاری بالا. من این فیلم رو قبل از «آواتار» دیدم. اولین حسی که از دیدن این فیلم به من دست داد، نمایش «خود بزرگ بینی از جنس ناب آمریکایی !» و «مظلوم نمایی سربازان و ارتش آمریکا در عراق و چه بسا افغانستان» و در نهایت «توجیه دلیل حضور سربازان آمریکایی در عراق» بود ! ولی با دیدن دوباره صحنه هایی از فیلم متوجه شدم که این فیلم در واقع فیلمی «ضد جنگه» که از روحیات یک خانم هم غیر از این انتظار نمی ره !</p>
<p>«کاترین بیگلو» با نمایش مصائب سربازان امریکایی که از هزاران کیلومتر دورتر به سرزمینی ناآشنا آمده اند و با ترس و ناامنی و بیماری روانی و خون و دود و آتش و &#8230; دست و پنجه نرم می کنند از یک طرف، و همچنین با نمایش بدبختی های ملت عراق که هنوز شاید در شوک این حمله بوده و هر روز با انواع حملات تروریستی مضاعف مواجهن، خواسته نشون بده که مخالف جنگه.</p>
<p>شباهت خیره کننده پوشش محافظی که سربازان متخصص گروه تخریب، موقع خنثی کردن بمب به تن می کنند (که به غایت سنگین، داغ و خفه کننده س) به کل کشور عراق که اکنون به «قفسه ای از رنج» تبدیل شده، از نکات زیبای این فیلمه.<br />
از پرمعناترین صحنه های این فیلم باید به اونجایی اشاره کنم که اون دکتر نگون بخت آمریکایی به خیال خودش داره دل به دل مردم رهگذر عراقی میده. یه مرد عراقی ازش می پرسه : تو اهل کجایی ؟! دکتر با ژست خاصی میگه که : اهل لس آنجلس (اگه اشتباه نکنم) و اون وقت مرد عراقی جمله ای رو در جواب میگه که مو به تن آدم سیخ میشه. میگه : «من اهل عراقم» !!!<br />
ولی در کل، مطابق برخی از سنوات گذشته، معتقدم که این فیلم هم مورد سوء استفاده سیاسیون قرار گرفته و از آن جا که به نوعی با پیامی که در ابتدا و انتهای فیلم میده، حضور ارتش آمریکا در عراق رو یه جورایی توجیه می کنه، علیرغم این که در هیچ بخشی قادر به رقابت با «آواتار» نیست، برنده اصلی ترین جوایز اسکار میشه (بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه و بهترین تدوین) !!<br />
آری براستی که برای آمریکا و بسیاری از سربازانش «جنگ یک داروی مخدر است» ! «War Is a Drug»<br />
الان که این مطلب رو می نوشتم کل موسیقی متن رو مجدداً گوش کردم. «مارکو بلترامی» با این موسیقی نقش موثری در مغشوش نشان دادن فضای این جنگ طاقت فرسا و شاید بیهوده رو ایفا کرده. گهگاه اصواتی رو در لایلای این موسیقی می شنویم که بی شباهت به کشیده شدن ناخن روی اعصاب (!) نیست و با این اصوات، اوج ناموزونی این جنگ و طرفین درگیر جنگ رو میشه حس کرد.<br />
در مورد اون بخش از ترک «Goodnight Bastard» کاملا باهات هم عقیده هستم. ملودی اصلی فیلم همینه، ولی برای من از دقیقه ۲:۰۰ شروع میشه !</p>
<p>در کل اینا نظرات شخصی من بود و نظرات دیگران برام کاملا محترمه.<br />
راستی خودمونیم، «جیمز کامرون» با این شخصیت صلح طلب و احترام کننده ی طبیعت و دوست داشتنی، چه جور تونسته چندین سال این «کاترین خانوم» بی اعصاب رو تحمل کنه ؟! خدا داند !!  <img src='http://www.delfieh.com/blog/wp-includes/images/smilies/icon_wink.gif' alt=';)' class='wp-smiley' />  <img src='http://www.delfieh.com/blog/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای The Hurt Locker Soundtrack با N.D.A</title>
		<link>http://www.delfieh.com/blog/?p=120#comment-126</link>
		<dc:creator>N.D.A</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.delfieh.com/blog/?p=120#comment-126</guid>
		<description>به نظر من ان فیلم با وجود خوش ساخت بودنش و توانایی های منحصر به فرد کارگردانش اما اصلا در حد و اندازه های اسکار گرفتن نبود و اسکار این فیلم به طور یقین به خاطر مسائل سیاسی بود و کاملا واضحه که جز اهداف سیاسی دلیل دیگری برای اسکار گرفتن نداشت.
اما موسیقی فیلم رو خیلی دوست دارم و الانم دانلودش کردم
کلاً دمت گرم.D:</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>به نظر من ان فیلم با وجود خوش ساخت بودنش و توانایی های منحصر به فرد کارگردانش اما اصلا در حد و اندازه های اسکار گرفتن نبود و اسکار این فیلم به طور یقین به خاطر مسائل سیاسی بود و کاملا واضحه که جز اهداف سیاسی دلیل دیگری برای اسکار گرفتن نداشت.<br />
اما موسیقی فیلم رو خیلی دوست دارم و الانم دانلودش کردم<br />
کلاً دمت گرم.D:</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای The Hurt Locker Soundtrack با مریم</title>
		<link>http://www.delfieh.com/blog/?p=120#comment-125</link>
		<dc:creator>مریم</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.delfieh.com/blog/?p=120#comment-125</guid>
		<description>خیلی خوب و حرفه ای ساخته شده.من هم لذت بردم.از اینکه یه خانم تونسته قدرتشو  نشون بده خوشحال شدم.مخصوصا به شوهر سابقش!
راستی موسیقی اش فوق العاده است.یه حس عجیبی داره که تو عمق دلم حسش می کنم و نمی تونم واسش اسم بذارم.خلاصه هر چی هست قشنگه.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خیلی خوب و حرفه ای ساخته شده.من هم لذت بردم.از اینکه یه خانم تونسته قدرتشو  نشون بده خوشحال شدم.مخصوصا به شوهر سابقش!<br />
راستی موسیقی اش فوق العاده است.یه حس عجیبی داره که تو عمق دلم حسش می کنم و نمی تونم واسش اسم بذارم.خلاصه هر چی هست قشنگه.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای دردم از یار است و درمان نیز هم با سالک</title>
		<link>http://www.delfieh.com/blog/?p=118#comment-124</link>
		<dc:creator>سالک</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.delfieh.com/blog/?p=118#comment-124</guid>
		<description>چشم های نیمه بازم را یکسره خیره ی تو کرده ام،
خانه دل را تکانده ام،
غبار آیینه ها را هم می زدایم
تا جلوس ازلی ات را بر اریکه ی قلبم ببینم
آری این منم که از ابدیت عقب مانده ام ! ...

شور و سرمستی، گوارایت.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>چشم های نیمه بازم را یکسره خیره ی تو کرده ام،<br />
خانه دل را تکانده ام،<br />
غبار آیینه ها را هم می زدایم<br />
تا جلوس ازلی ات را بر اریکه ی قلبم ببینم<br />
آری این منم که از ابدیت عقب مانده ام ! &#8230;</p>
<p>شور و سرمستی، گوارایت.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای دردم از یار است و درمان نیز هم با hichkas</title>
		<link>http://www.delfieh.com/blog/?p=118#comment-121</link>
		<dc:creator>hichkas</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.delfieh.com/blog/?p=118#comment-121</guid>
		<description>دردی است غیر مردن کان را دوا نباشد
پس من چگونه گویم این درد را دوا کن
همین!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دردی است غیر مردن کان را دوا نباشد<br />
پس من چگونه گویم این درد را دوا کن<br />
همین!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای به رنگ ارغوان با ناصر</title>
		<link>http://www.delfieh.com/blog/?p=113#comment-113</link>
		<dc:creator>ناصر</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.delfieh.com/blog/?p=113#comment-113</guid>
		<description>په دیگه چرا جای ما خالی ؟! ;-)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>په دیگه چرا جای ما خالی ؟! <img src='http://www.delfieh.com/blog/wp-includes/images/smilies/icon_wink.gif' alt=';-)' class='wp-smiley' /></p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
