نوشته های من
۲۴ مهر
سلام
جدیداً وقتی مارینا خیلی پرحرفی می کنه و یا قرقر می کنه بش می گیم “چی
می گی برای خودت ”
اون امروز اینو به خودمون گفت ولی اینطوری “چی برات می گی حودت “
خیلی چیزای جالب دیگه یاد گرفته مثلاً وقتی کارش گیر می کنه می گه : ” تو رو
خدا، خواش (خواهش) می کنم ”
وقتی آب می خوات می گه : “آب هام”
وقتی گشنشه می گه : “مامان عذا می هام “
جالبه که “خ” رو “ه” می گه و “ه” رو “خ”مثلاً به خر می گه هر ولی وقتی روی
تاب نشسته می گه “خولم بده “
داستان های ما با مارینا تمومی نداره اما این جمله امروز خیلی منو خندوند :
“چی برات می گه حودت”
گفتم شما هم بخندید …
الان (ساعت ۱۱ روز چهارشنبه ۲۴ مهر ۸۷) مارینا داشت نقاشی می کشید ، متوجه شدیم که جزئیات نقاشیش خیلی بیشتر شده گفتم اونها رو اینجا قرار بدم
این نقاشی رو از من و مریم در یک کاغذ A3 کشید
مریم :

مریم با راهنمایی :

جزئیات این نقاشی :

نقاشی مارینا از من :

نقاشی من با راهنما :

این نقاشی در نمای کامل :

راستی یادم رفت بگم، این نقاشی با پاستل های من بدبخت نقاشی شده که این پاستل ها رو از سال سوم دبیرستان تا حالا نگه داشته بودم و الان شده ابزار رنگ آمیزی مارینا بر روی در و دیوار و بعضی وقتا مثل الان کاغذ. شما جای من بودید چکار می کردید؟ ها ؟ پس نگید چرا موهات میریزه …
شاد و سلامت باشید